خاطره ای از شهید برنسی

بچه ها مي گفتند:ما صبح ها کفش هايمان را واکس خورده مي ديديم و نمي دانستيم چه کسي کفش ها را واکس مي زند! بعدا فهميديم که وقتي نيروها خوابند واکس را بر ميدارد و هر کفشي که نياز به واکس داشته باشد، آنرا واکس ميزند. مشخص شد اين فرد همان فرمانده ما، شهيد عبد الحسين برنسي بوده است.