داستانی شیرین و شنیدنی!!!
داستانی شیرین وشنیدنی !!!
نقل شده : دو نفر از شيعيان در گذرگاهي از بغداد به مجلس بزرگي رسيدند .
پرسيدند : اين مجلس متعلّق به كيست؟
گفتند: مجلس درس امام اعظم ابوحنيفه است .
راوي حكايت مي گويد: رفيق من كه اسمش فضل بن حسن بود و مردي متعصّب در
مذهب شيعه ، و در عين حال آدمي بحّاث و با اطلاع از مباني مذهب بود ، گفت :
من مي روم و با اين مرد مباحثه ميكنم و تا او را ملزم و مجاب نكنم از
اين مكان نمي روم.
گفتم : اين عالم بزرگي است و از عهدۀ بحث با او بر نمي آيي .
گفت : من معتقد به مذهب حقم و حق مغلوب نمي شود .
وارد مجلس شديم و نشستيم و در يك فرصت مناسب ، فضل از جا برخاست و گفت :
ايها العالم ، من برادري دارم كه رافضي است ( يعني شيعه است) و من هر چه
میخواهم به او بفهمانم كه ابوبكر بعد از پيامبر اكرم ، افضل امّت و خليفۀ
به حق بوده قبول نمي كند و مي گويد : علي بن ابيطالب ، افضل و خليفۀ به حق
است .
شما يك دليل قاطعي به من ياد بدهيد كه به او بفهمانم و او را بهراه راست بیاورم.
ابوحنيفه گفت : به برادرت بگو بهترين و روشن ترين دليل اين است كه پيامبر
اكرم صلی الله علیه وآله ، همواره در ميدان هاي جنگ ، آن دو بزرگوار !
( ابوبكر و عمر) !!!
را كنارخود مي نشاند و علي را مقابل نيزه و شمشير دشمن مي فرستاد !
و اين نشان ميدهد كه آن دو نفر ، محبوب پيامبر بوده اند و چون آن حضرت مي خواسته كه آنها بعد از خودش جانشين باشند آنها را حفظ مي كرد !
و چون علي را دوست نمي داشت ، طردش مي كرد ؛ و به ميدان مي فرستاد تا كشته شود و اين بهترين دليل بر
افضليت ابوبكر و عمر است !!!
فضل گفت : بله من اين را به برادرم مي گويم . ولي او از قرآن به من جواب مي
دهد كه خداوند فرموده است:
« خداوند ، مجاهدين را بر قاعدين ونشستگان برتري داده و اجري بزرگ براي آنان آماده است»
و به حكم اين آيه ، علي چون مجاهد بوده افضل از ابوبكر وعمراست كه قاعد بوده اند .
ابوحنيفه گفت: به او بگو از اين بهتر مي خواهي كه ابوبكر و عمر قبرشان
كنار قبر پيامبر و چسبيده به قبر آن حضرت است ؛ در حالي كه قبر علي از قبر پيامبر دور افتاده و در عراق است!!.
فضل گفت : بله اين را هم به برادرم مي گويم .
امّا او مي گويد: آن ها غاصبانه در كنار پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله ، دفن شده اند !
براي اين كه خداوند فرموده است :« اي
مؤمنان بدون اذن و اجازۀ پيامبر ، داخل خانه اش نشويد...»
و مي دانيم كه رسول اكرم صلی الله علیه وآله در خانۀ خودش دفن شده و آن دو نفر بدون اذن در خانۀ آن حضرت
دفن شده اند و محل دفن ايشان غصبي است .
ابوحنيفه كه از اين گفتگو سخت ناراحت شده بود تأمّلي كرد و سپس با لحني تند گفت : به اين برادر خبيثت بگو آنها غاصبانه در خانة پيامبر صلی الله علیه وآله دفن نشده اند ! بلكه عايشه و حفصه كه دختران آن دو بزرگوار و همسران پيامبر صلی الله علیه وآله بودند و ازپيامبر صلی الله علیه وآله مهريه طلبكار بودند، پدرانشان را در مهرية خودشان دفن كردند !!
فضل گفت : بله من اين مطلب را هم به برادرم گفته ام ، ولي او باز آيه اي براي
من مي خواند و مي گويد : پيامبر صلي الله عليه و آله به همسرانش بدهكار
نبوده است . براي اينكه خداوند فرموده است : « اي پيامبر ما همسران تو را كه
مهرشان را پرداخته اي براي تو حلال كرديم»
طبق اين آيه ، پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله مهريۀ زن هايش را داده بود و وقتي كه از دنيا رفت به زن هايش بدهكار نبوده است .
ابوحنيفه اندكي تأمّل كرد و گفت : به اين برادرت بگو درست است كه همسران پيامبر صلی الله علیه واله مهريّه طلبكار نبوده اند ، اما سهم الارث كه از ماتَرَك پيامبر داشته اند و ماتَرَك (يعني آنچه پيامبر اكرم بعد از مرگش از خود باقي گذاشته ) نيز همين خانه اش بوده و شرعاً سهمي هم از آن خانه به همسرانش مي رسد و چون عايشه و حفصه وارث پيامبر صلی الله علیه وآله بوده اند پدرانشان را در سهم الارث خودشان دفن كرده اند و بنابراين غصبي در كار نبوده است !
فضل گفت : بله من اين را هم به برادرم گفته ام . ولي او مي گويد : شما آقايان
سنّي ها مگرنمي گوييد : پيامبر ارث نمي گذارد و خودتان حديث نقل مي كنيد كه پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرموده است : « ما پيامبران اصلاً ارث نمي گذاريم و هر چه از ما باقي مانده صدقه است»
پس طبق گفتة خودتان عايشه و حفصه سهم الارث نداشتهاند . به همان دليلي كه شما حضرت فاطمه علیها سلام را از فدك محروم كرديد و گفتيد : پيامبر صلی الله علیه وآله ، ارث نمي گذارد آن دو همسر نيز نبايد ارث ببرند . آيا دختر
از پدر ارث نمي برد اما همسر از شوهر ارث مي برد ؟!
حالا بر فرض بپذيريم كه آنها سهم الارث داشته اند ، مگر نه اين است كه
ميّت اگر فرزند داشته باشد ، سهم الارث زوجه اش يك هشتم ماتَرَك مي شود ، در اين جا تمام ماتَرَك پيامبراكرم صلی الله علیه وآله ، يك حجره (اتاق) بوده كه وقتي آن ، تقسيم بر هشت شود يك قسمت از آن هشت قسمت تقسيم مي شود ميان همسران پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله كه نُه نفر بوده اند ! و در نتيجه سهم هر يك از عايشه و حفصه به قدر يك وجب هم نمي شود! پس چگونه آن دو هيكل بزرگ در يك وجب زمين جا شده اند ؟!
سخن كه به اينجا رسيد ، ابوحنيفه حسابي از كوره در رفت و با لحني خشم آلود فرياد كشيد ، اين مرد را بيرون كنيد ! اين خودش رافضي است و اصلاً برادر هم ندارد !!!
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 20:7 توسط سیدمهدی
|
هلی زلکا یک کلمه مازندرانی است .